عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

195

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

و تلمع من نور الكشف . درجهء دوم ، فراستى است كه از درخت ايمان برچيده مىشود . [ در اين عبارت ، ايمان به نهالى تشبيه شده است ؛ كه رشد مىكند تا به يقين و سپس عيان برسد ؛ و ثمرهء اين درخت ، فراست است . ] و از صحت و درستى حال [ - آنچه با تجلى جزيى وارد قلب مىشود ] طلوع مىكند ؛ [ پس هرگاه حال ، صحيح و صادق باشد ، فراست نيز صحيح و صادق است . ] و از نور كشف مىدرخشد ؛ [ نور كشف همان چيزى است كه حقايق را همان گونه كه در واقع و نفس الامر هست ، براى سالك منكشف مىسازد ، و از جملهء آن فراست است ، و اين همان است كه كرامت ناميده مىشود . ] و الدرجة الثالثة فراسة سريّة ، لم تجتلبها رويّة ، على لسان مصطنع ، تصريحا أو رمزا . درجهء سوم ، فراست سرّى است ، [ يعنى فراستى كه از مقام سرّ است ، و مقام سرّ بالاترين مقام قلب به شمار مىرود . ] و با فكر و انديشه به دست نمىآيد [ بلكه با كشف حاصل مىشود و ] بر زبان انسان برگزيده « 1 » [ جارى مىشود و نه شخص ديگرى ] ، يا به صراحت [ در آنجا كه مقام اقتضاى صراحت داشته باشد ، ] و يا به رمز [ در آنجا كه سالك مىخواهد خود را از فراست منزه بدارد ، چون مقام او بالاتر و برتر از فراست است ، چرا كه اينك از اصحاب وحى و از برگزيدگان است . ] * * *

--> ( 1 ) - ترجمهء « مصطنع » است . در قرآن كريم اين تعبير دربارهء حضرت موسى عليه السّلام به كار رفته است : « وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي » ( 20 / 41 ) ، چنان‌كه تعبير اصطفاء ، به كار رفته است : « إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ » ( 7 / 144 ) .